محفل ادبی گلستان|ادبیات و روانشناسی

ادبیات روانشناسی

نوشته های تازه

تنهایی دره یا قله ، فرامرز فرحمهر

من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را حس کنم، تنهایی مانند شبحی همراهم بود، گاهی با شیطنت های کودکانه به شانه ام می زد و پشت درخت های انار پنهان می شد! و گاهی کفش هایم را هم پنهان می کرد تا از خانه بیرون نروم و کنارش

تنهایی ، فرامرز فرحمهر

بمانم ، من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را درک کنم! به مرغ هایم غذا می دادم، با سگ هایم حرف می زدم و گربه هایم را به آغوش می کشیدم، با توپ پلاستیکی دولایه ام، به دیوار شوت می زدم و با چرخم، تمام سر پایینی های محل را، طی می کردم و می خوردم زمین، پوست پاهایم می رفت تنهایی بغلم

ادامه ...
گفتگو با آدمی درونی ، پونه مقیمی

اگر میتوانستم تو را از غمها دور نگه میداشتم و کاری میکردم که هیچگاه اشک از چشمانت سرازیر نشود مگر برای خنده های بدون وقفه، اگر میتوانستم تو را از سختی ها دور نگه میداشتم و دنیا را همیشه به کامت میگرداندم ، اگر میتوانستم کاری میکردم

اگر میتوانستم ، پونه مقیمی

که هیچگاه ناامید نشوی، اگر میتوانیتم خیلی کارها برایت میکردم، اما نمیتوانم. من نمیتوانم دنیا و قوانین دنیا را تغییر دهم، نمیتوانم کاری کنم که پیر نشوی، که طرد نشوی، که اشتباه نکنی که آسیب نبینی! من هیچگاه نمیتوانم، شبیه یک احمق با تو برخورد کنم و به تو بگویم همه چیز درست میشود من نمیتوانم

ادامه ...
جنگ یا پذیرش، خودتان انتخاب کنید

ما به دنیا نیامده ایم که با آدم ها در رابطه هایمان بجنگیم، ما به دنیا آمده ایم که آدم ها را با تمام نقض هایشان بپذیریم! دنیا محل جنگ نیست، محل پذیرش است! پذیرش تفاوت ها و نقص ها! و گاهی این پذیرش انقدر سخت میشود که بسیاری از آدم

جنگ یا پذیرش

ها ترجیح میدهند بجنگند، تا مجبور به تحمل پذیرش نشوند. به هر حال در بسیاری از ما خشمگین بودن راحت ترین راه حل است، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم و در حمله کردن خیلی لازم نیست منطقی به نظر برسیم ، تکرار میکنم، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم

ادامه ...

» ملکه های عیب جو

ملکه نمایش یک نوع شخصیتی است که بسیاری از خانمها را شامل می شود ؛ این خانمها معتقدند که همه چیز یا خیلی خوب است یا خیلی بد ؛ معنای لغوی ملکه شخصی است دارای بی نهایت عکس العمل های احساساتی و مهیج.

هیچ حد وسطی برای اینها وجود ندارد و همه چیز یا بسیار عالی است یا فوق العاده بد ؛ در ارتباطاتشان هم عیب جو ، نالان ، نق نقو و اغلب اوقات بی حوصله هستند.

همیشه نیازمند این هستند که چیزی بگویند و از نظر آنها هیچ چیز درست نیست ؛ علاوه بر این انواع و اقسام روش ها را امتحان می کنند تا نظر آقایان را به خودشان جلب کنند ؛ درصورتی که بحران های زیادی پیش روی آنهاست و آنها به دنبال کسی هستند که نجاتشان دهد.

» پرنسس های خونسرد

این نوع از خانم ها مطمئنا همسرانشان را هم مانند خودشان سرد و افسرده می کنند.

آیا شما به همسرتان در جمع بی احترامی می کنید و با او بد رفتار می کنید؟ آیا همسرتان شما را گاهی کناره گیر توصیف می کند؟

با او گرم و صمیمی باشید چرا که او به خاطر همین رفتارهاست که تا دیر وقت کار می کند و با زدن یک تلفن از آمدن به آن قصر یخی ( خانه ) عذر و بهانه می آورد.

» خانم های اهل افاده و پز دادن

این نوع از زنان اغلب خودشان را به رخ دیگران می کشند و معمولا موارد بسیاری برای خودنمایی مقابل دیگران دارند ؛ او می تواند خودش را در قالب یک رئیس یا فردی ثروتمند نشان دهد.

تا زمانی که او به این کارش ادامه می دهد همسرش هم تاوان این فضائل و کمالات را می دهد ؛ در مواقعی که زن صحبت می کند همسرش ساکت است تا مبادا نسبت به صحبتهای زنش مخالفت کند ؛ مشکل این زنان این است که آنها از همه موقعیت ها استفاده می کنند تا خودشان را به رخ دیگران بکشند و با این کارشان همسرشان را ناراحت و آزرده خاطر می کنند.

» خانم های متغیر

این خانم ها در برخورد اول با آقایان بسیار خوب و دلنشین به نظر می رسند ؛ همیشه آرایش می کنند و بسیار آرام صحبت می کنند و همیشه مراقب هستند موهایشان آشفته نشود و این را به همسرانشان هم تذکر می دهند.

اما اکنون آن ها به همسرشان اخم می کنند ، به ظاهرشان رسیدگی نمی کنند و بی حوصله و شلخته اند ؛ قبلا او هیچ کدام از این مشخصات را نداشت اما درحال حاضر همه این ویژگی ها را داراست و پس از مدتی همسرش احساس می کند که با زن جدیدی رو به رو شده است.

چنین تغییر چشمگیری حس اعتماد و اطمینان بین آنها را کم می کند و مرد  فکر می کند که او را قبلا می شناخته است !!! 

...
عشق و ازدواج

  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: جمعه 18 مرداد 1392

آیا تا به حال خود را بیش از حد به چیزی ،‌ شخصی یا جایی وابسته دیده‌اید؟ اینکه به شخص یا چیزی آنقدر وابسته باشیم که ترک کردن آن برایمان امکان‌پذیر نباشد یا حتی فکر کردن به کنار گذاشتنش در ما ایجاد وحشت و هراس به وجود آورد؟

اما به راستی چیست که ما را اسیر می‌کند؟ چرا باید به رغم تمام شایستگی‌ها و ارزشمندی‌هایی که در وجود خودمان است به شخص یا چیز دیگری رو بیاوریم و بدون او احساس حقارت ،‌ کمبود و نومیدی کنیم؟ چرا وقتی میخواهیم از یک رابطه سرشار از وابستگی‌ بیرون بیاییم با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو می‌شویم؟

اگر دقیق‌تر نگاه کنیم می‌بینیم در یک رابطه سرشار از وابستگی‌ آنچه بیش از هرچیز نمود دارد این است که معمولا ما طوری به طرف مقابل وابسته می شویم که یک شخص معتاد به موادمخدر اما آیا هرگونه رابطه‌ای را می‌توان نوعی اعتیاد نامید؟ چرا اسمش را عشق ، دوست داشتن زیاد یا احساس تعهد نگذاریم؟!

اغلب اوقات در یک رابطه اعتیادی ، عشق و تعهد فراوانی وجود دارد اما برای آنکه عشق و تعهدی وجود داشته باشد باید کسی بتواند دیگری را آزادانه انتخاب کند ولی یکی از نشانه‌های اعتیاد در این است که اغلب میلی اضطرارآمیز در کار است که آزادی و حق انتخاب رامحدود میکند؛ یعنی قدرت انتخاب و تصمیم‌گیری را از شخص می گیرد ، حال آنکه در یک ارتباط سالم ناشی از عشق ما حق انتخاب داریم و با استفاده از قدرت تفکر و تعقل خود می‌توانیم تصمیم درست بگیریم.

اما در یک رابطه غلط توام با وابستگی بیش از حد ، وقتی خود شخص می‌داند ادامه ارتباط به نفع او نیست بازهم ادامه می‌دهد زیرا احساس می‌کند باید این شخص را حفظ کند و به او وابسته باقی بماند حتی اگر این رابطه برایش مخرب باشد.

بنابراین اولین نشانه وجود یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی خصوصیت اضطرار گونه آن است ، نشانه بعدی وحشتی است که در شخص وجود دارد مبادا اینکه طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد.

افراد معتاد اگر ندانند مواد مخدر خود را چگونه تهیه کنند وحشت‌زده میشوند یا سیگاری‌ها وقتی در جایی قرار می‌گیرند که آنجا کشیدن سیگار ممنوع است ناراحت می‌شوند ، همچنین افرادی هم که در یک رابطه غلط اعتیاد گونه قرار می‌گیرند از فکر اینکه این رابطه قطع شود احساس وحشت می‌کنند.

نشانه بعدی یک رابطه اشتباه این است که بعد از قطع ارتباط احساسی از پیروزی و آزادی به شخص دست می‌دهد.

در واقع خواه کسی به ماده‌ای مخدر معتاد باشد یا به یک شخص ، اساس تمام این واکنش‌ها شباهت فراوانی به یکدیگر دارند و آن این است که همه این افراد احساس کامل نبودن و پوچی می‌کنند و اغلب ناامید و اندوهگینند.

نوع ارتباط : به احتمال زیاد در هر رابطه عاطفی عضوی از اعتیاد وجود دارد و این به خودی خود چیز بدی نیست و برعکس می‌تواند رابطه را مستحکم‌تر هم بکند زیرا هیچ‌کس آنقدر کامل و قوی نیست که نیازی به ارتباط با شخص دیگری نداشته باشد اما یکی از نشانه‌های رابطه خوب این است که ما را با بهترین شرایط خود در تماس نگه ‌می‌دارد.

آنچه سبب می‌شود رابطه‌ای شکلی اعتیادگونه به خود بگیرد این است که احتیاج به طرف مقابل تبدیل به یک نیروی کنترل کننده می‌شود و اجبار و اضطراری به وجود می‌آورد که شما را از چندین آزادی اصلی و ضروری محروم می‌کند ؛ آزادی در بهترین حد قرار گرفتن در رابطه ، آزادی دوست داشتن دیگران از طریق انتخاب و تعهد و پایبندی توام با علاقه و توجه و نه اینکه تحت تاثیر وابستگی خود در شرایط فشار و اضطرار قرار بگیرید و همچنین آزادی انتخاب در این‌ باره که آیا شخص می‌خواهد در این رابطه باقی بماند یا نه !

اگر در یک رابطه عاطفی شاد و لذت‌بخش هستید برای تشخیص اینکه آیا در ارتباطی اعتیادگونه قرار دارید یا نه به این موارد توجه کنید :

» باوجود اینکه قضاوت خودتان و دیگران به شما می‌گوید که باقی ماندن در این رابطه به صلاح شما نیست و نمی‌توانید انتظار بهبود آن را داشته باشید ، هیچ اقدام موثری برای پایان دادن به آن صورت نمی‌دهید.

» خود را توجیه می‌کنید که باید در این رابطه باقی بمانید اما نمی‌توانید دلیل محکمی برای آن بیاورید.

» وقتی به فکر قطع این رابطه می‌افتید احساس وحشت و اضطراب می‌کنید و در نتیجه بیشتر به ارتباط خود می‌چسبید.

» وقتی برای پایان دادن به این ارتباط اقدامی می‌کنید با نشانه‌های حادتری روبه‌رو می‌شوید و چه بسا با مشکلات گوارشی و جسمی و ذهنی مواجه میشوید.

» هنگامی که رابطه قطع می‌شود شخص احساس تنهایی و تهی بودن می‌کند.

اگر اغلب این نشانه‌ها در شما وجود داشته باشد، می‌توانید مطمئن شوید در رابطه‌ای قرار دارید که در آن وابستگی شما آنقدر زیاد است که می‌توان نام آن را اعتیاد گذاشت و درست همانطور که شخص معتاد به ماده مصرفی خود معتاد است شما هم در دامی قرار گرفته‌اید که رهایی از آن چندان آسان به نظر نمی‌آید.

این قدم نخست در درک اساس شناخت نوع ارتباط شماست و بدین ترتیب باید تصمیم بگیرید آیا می‌خواهید رابطه خود را بهبود ببخشید یا تمایل دارید آن را به همان شکلی که هست باقی بگذارید!

توجیه کردن : شاید برای اینکه بخواهید به یک رابطه غلط ادامه دهید دائم خود را فریب دهید و کارهایتان را توجیه کنید.

وقتی کسی در یک ارتباط غلط قرار می‌گیرد برای اینکه نخواهد آن را ترک کند سعی می‌کند جنبه‌های مثبت رابطه را بزرگ جلوه دهد و از کنار جنبه‌های منفی آن به آسانی بگذرد و این کار باعث می‌شود که نتوانیم جلوی اشتباهاتمان را بگیریم و همیشه به رفتار غلط خود ادامه دهیم.

اگر بخواهیم توجیهات اشتباه خود را ترک کنیم باید افکار غلط خود را مبنی بر اینکه طرف مقابلمان تنها کسی است که می‌توانیم او را دوست بداریم کنار بگذاریم ، حالا شما با شناخت بیشتر خود و اطرافتان دید بازتری پیدا کرده‌اید و می‌توانید خوشبختی خود را رقم بزنید ؛ در حالی که یک رابطه عاطفی درست هم می‌تواند بخش مهمی از این خوشبختی باشد.

اینکه فکر کنید تنها دلبستگی به یک شخص می‌تواند شما را خوشبخت کند یک توهم است که گرفتار آن شده‌اید.

هنگامی که به شخصی بیش از حد وابسته می‌شویم واکنش‌های جسمانی و فیزیکی قدرتمندی خواهیم داشت که روی قضاوت و تصمیم‌گیری‌ ما تاثیر زیادی دارد.

معمولا ما تحت تاثیر احساسات و عواطف نمی‌توانیم به خوبی تصمیم بگیریم و در واقع وابستگی می‌تواند روی احساسات و عواطف و رفتار ما تاثیر بگذارد البته ما نمی‌توانیم به طور قاطع بگوییم که کدام تصمیم بهترین است ؛ رفتن یا ماندن در یک رابطه

تصمیم‌گیری صحیح به تمرکز ، مطالعه و بررسی و مشاوره نیاز دارد ، در این هنگام باید از خود سوال کنیم آیا منافعی که من از این رابطه می‌گیرم به زیان‌های آن می‌چربد یا آیا نیازهای کودکانه‌ام مانع از تصمیم‌گیری صحیح من نمیشود؟

رهایی : بسیاری از ما باوجود اینکه می‌دانیم در رابطه‌ای قرار گرفته‌ایم که ادامه آن به نفع مان نیست باز هم نمی‌توانیم از آن رهایی یابیم اما اقدامات زیر می‌تواند سبب شود رابطه‌ای را که دوست ندارید ولی به آن عادت کرده‌اید ترک کنید :

» رهانیدن خود از احساس وابستگی شدید که مانع از آن می‌شود که رابطه‌ای را ترک کنید.

» پایان دادن به فرایندهای ذهنی مخرب و علیه خود که شما را از حرکت و پیشرفت باز می‌دارد.

» حفظ ارزشمند بودن خود بدون وابستگی به شخص دیگر ، هر روشی که بتواند به شما کمک کند تا به اهداف خود برای رهایی از رابطه‌ای مخرب برسید مهم و ارزشمند است.

بسیاری از افراد یا خودشان روشی را انتخاب می‌کنند یا از روش‌های پیشنهادی دیگران سود می‌برند که در هر صورت فرقی ندارد شما بتوانید از چه راهی به رهایی برسید ، برای آزاد شدن از قید و بند وابستگی می‌توانید به علت بروز این موضوع و ارتباط آن با دوران کودکی خود بپردازید.

شاید به این نتیجه برسید که در دوران کودکی از تنها ماندن در خانه می‌ترسیدید ، بنابراین اکنون نیز می‌ترسید برای همیشه تنها بمانید و اینکه کسی شما را دوست نداشته باشد.

می‌توانید با بررسی دقیق دوران کودکی به علت واقعی وابستگی شدید خود پی ببرید ، هنگامی که شما احساس وابستگی شدید به شخص دیگری می‌کنید اعتماد به نفس و شخصیت خود را تضعیف می‌کنید و زیر سوال می‌برید ؛ بنابراین بکوشید علاوه بر بالا بردن توانایی‌هایتان خود را فردی لایق و با ارزش بدانید و برای خود احترام و ارزش بیشتری قائل شوید.

پس از آنکه احساس ناتوانی و محرومیت در شما از بین رفت باید به مسئله بازگشت دوباره به زندگی سرشار از آرامش و به دور از وابستگی باز گردید.

در این هنگام اطرافیان و دوستانتان می‌توانند از شما حمایت کنند؛ بدین ترتیب که وقتی مایوس و ناامید هستید به شما کمک کنند تا دوباره به زندگی و توانایی‌های خود امیدوار شوید و به علاوه هر زمان دوباره به یاد گذشته و محرومیت‌های موجود در آن افتادید به شما کمک کنند تا بتوانید زندگی خود را از نو سازمان‌دهی کنید.

آیا می‌توانم ؟! : آیا هنوز این سوال در ذهن شما باقیمانده که واقعا می‌توانم تنهایی را تحمل کنم و آیا می‌توانم با تنها ماندن احساس خوبی داشته باشم و ...؟

البته فراموش نکنیم که این کار ابتدا به نظر آسان نمی‌رسد و طبیعی است که احساس ترس و وحشت داشته باشید ولی اگر بتوانید به خوبی و با صبر و حوصله این مرحله را پشت سر بگذارید می‌توانید احساس سرشار از اعتماد به نفس داشته باشید و دوباره به خودتان افتخار کنید.

فراموش نکنید اگر از ارتباط عاطفی خود رنج‌ می‌برید این خود شمایید که باید با انتخاب روشی صحیح خود را نجات دهید.

...
عشق و ازدواج

  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: جمعه 18 مرداد 1392

یک زوج شاد ممکن است از هر سن و نژادی باشند. مهم نیست که زن و شوهرهای شاد چه مدت است که با هم زندگی می کنند ، مهم این است که با دیدن آنها خودمان متوجه شاد بودنشان می شویم.

چگونه این زوج ها در اوقات خوب و بد همچنان دوستدار یکدیگر باقی میمانند؟ خوشبختانه این مطلب ربطی به بخت و اقبال ندارد ، آنها به واسطه تلاش زیاد و تعهد اهمیت این باید ها را نمایان ساخته اند.

از آنجاییکه تعداد اندکی از زن و شوهرها با این بایدها آشنا هستند ، آنها را رازهای رابطه زناشویی می نامیم.

۱. دیدگاهی واقع گرایانه درباره رابطه زناشویی موفق داشته باشید

توجه کنید که عشق و هیجان شدیدی که در آغاز رابطه عاشقانه با همسرتان دارید دوام نمی آورد ، در مقابل رابطه ای عمیق تر و پربارتر که عشق هم در آن است جایگزین آن می گردد ، یک رابطه دراز مدت در بر دارنده فراز و نشیب هایی است و انتظار اینکه همیشه اوضاع بی عیب و نقص باشد غیر واقعی می باشد.

۲. روی رابطه زناشویی کار کنید

اگر به یک باغ رسیدگی نشود علف های هرزی در آن شکل می گیرد که حتی در نهایت می تواند مقاوم ترین گیاهان را نیز نابود سازد ، رابطه زناشویی نیز اینگونه است.

پرداختن سریع به مشکلات و سوء تفاهم ها امری مهم می باشد ، برخی از افراد بر این باورند که رابطه زناشویی خوب بصورت طبیعی به وجود می آید اما حقیقت آن است که یک رابطه زناشویی مطلوب همانند هر چیز دیگری که در زندگی می خواهید در آن موفق باشید نیازمند توجه و پرداختن مداوم به آن است ، اگر به رابطه تان بی توجهی کنید مسلماً به وضعیتی نامطلوب دچار خواهید شد.

۳. اوقاتی را با هم بگذرانید

هیچ چیزی نمیتواند جایگزین اوقاتی که بصورت مفید با هم میگذرانید شود ، آنگاه که وقتی را با هم بدون فرزندان ، حیوانات خانگی یا سایر مواردی که در رابطه تان اختلال ایجادمیکند می گذرانید در واقع پیوندی را شکل میدهید که در سخت ترین اوقات زندگی همراهتان خواهد ماند.

بهتر است وقتی که با یکدیگر میگذرانید همراه با فعالیتی مشترک باشد و نه فقط تماشای تلویزیون!

۴. بخشی از زندگی را به جدای از هم بودن اختصاص دهید

بر خلاف باور عموم گذراندن اوقاتی جدا از همسر امری مهم در یک رابطه زناشویی شاد است ، بسیار خوباست که علایق و فعالیتهای انفرادی داشته باشیم و با انرژی مضاعف به رابطه زناشویی بازگردیم و تجاربمان را با همسرمان درمیان نهیم ، جدا از همسر بودن به ما اهمیتی که او برایمان دارد را یادآوری مینماید ، البته اگر به امری افراطی مبدل نشود !

۵. از تفاوتها حداکثر استفاده را ببرید

لحظه ای درنگ کنید و از خود بپرسید چه چیزی در ابتدا باعث شده بود که مجذوب همسرتان شوید ، تقریباً  مطمئنم که آن ویژگی دقیقاً همان چیزی است که الان شما را بیش از هر چیز دیگری عصبانی می کند !

نگاهی دوباره به تفاوتهای میان خود و همسرتان بیاندازید ، در واقع  تقاوتهای میان شما و همسرتان میان شما توازن برقرارمیکند و شما را تبدیل به یک تیم با ویزگیهای بهتر و توانایی های بیشتر می نماید.

۶. از همسرتان انتظار تغییر نداشته باشید

در عین حال کاری بیشتر از آنجه او ازشما میخواهد انجام دهید ، اگر شما و همسرتان دست از تلاش برای تغییر دادن یکدیگر بردارید عامل بوجود آوردنده اکثر مشاجرات ازبین خواهد رفت و در عین حال هردوی شما می بایست بر انجام کاری بیشتر از آنچه از یکدیگر انتظار دارید تمرکز کنید ، حتی اگر این مساله طبیعی به نظر نرسد.

بعنوان مثال بجای گله و شکایت از اینکه چرا همسرتان هرگز ماشین ظرفشویی را تمیز نمیکند یکبار خودتان بدون غر زدن این کار را انجام دهید ، ممکن است همسرتان متوجه تلاش شما شده و در انجام کارهای منزل سعی بیشتری نماید ، حال اگر این کار را با هم انجام دهید مسلماً موفقیت بیشتری نصیبتان خواهد شد.

۷. قبول کنید که برخی از مشکلات را نمیتوان حل نمود

شاید مواردی باشد که نتوانید با همسرتان به نظر یکسانی برسید ، بجای تلف کردن وقت و انرژی تان قبول کنیدکه نظر یکدیگر را قبول ندارید و سعی کنید تا آنرا بپذیرید یا در مورد آن مساله بیشتر تامل و بررسی نمایید.

وقتی دو نفر سالها با هم زندگی نمایند بی شک در مواردی با نظر یکدیگر مخالف خواهند بود ، شاد بودن رابطه زناشویی به نحوه عمل زن وشوهر دراین موارد از طریق پذیرش مساله, تغییر و یا قبول اینکه آن مساله چندان با اهمیت نیست بستگی دارد

۸. ارتباط داشته باشید

کمبود ارتباط بین زن و شوهر دلیل اصلی شکست رابطه زناشویی حتی در رابطه خوب زناشویی است اما یک قاعده مناسب برای ارتباط مخصوصاً در موارد بسیار حساس و اختلاف برانگیز عبارت از اینکه به نظر همسرتان گوش دهید بدون اینکه وسط حرفش بپرید.

وقتی که حرفش تمام شد خلاصه ای از آنچه او گفت را بیان کنید ، اگر توانستید موارد مهم را با تاکید بگویید حتی اگر با آن موافق هم نباشید این کار باعث میشود که همسرتان از حالت تدافعی خارج شده و شنیدن افکار و احساسات شما برای او آسانتر گردد.

اگر از این قاعده استفاده کنید احتمال بروز مشاجره خیلی کم می شود و حتی ممکن است به درک متقابل یا راه حلی برای آن مورد برسید.

۹. صداقت ضروری است

ممکن است مسایلی را با همسرتان در میان بگذارید که او مایل به شنیدن آنها نباشد اما این بهتر از آن است که همسرتان در صداقت شما شک کند.

عدم اعتماد یکی از عوامل اصلی شکست در رابطه زناشویی میباشد ، وقتی که اعتماد خدشه دار شده یا از بین برود ایجاد مجدد اعتماد وقت بسیار زیادی خواهد گرفت ، شادترین زوج ها آنهایی هستند که صداقت در زندگیشان امری طبیعی و روزمره همچون تنفس است.

۱۰. به همسرتان احترام بگذارید و به حضورش بی اعتنا نباشید

اگر با همسرتان با احترام رفتار کنید احترام متقابلی دریافت خواهید نمود ، یاد آوری مدام این نکته به همسرتان که چقدر وجودش برایتان با ارزش است سبب عمق بخشی غیر قابل توصیفی به رابطه تان خواهدشد.

قبل از گفتن دوستت دارم لحظه ای مکث کنید تا با تمام وجود این مفهوم را برسانید ، نگران بیان احساسات خود برای تحسین همسرتان نباشید زیرا او از شما بخاطر آن سپاسگذار خواهد بود.

تبدیل این رازها به بخشی اساسی از زندگی زناشویی ساده نخواهد بود و در واقع در آغاز تلاش شما همانند دانه های کاشته شده ای است که بالا نمیآید ، اگربه تلاشهایتان ادامه دهید، از آنچه کاشته اید محصولی عالی بدست خواهید اورد.

...
عشق و ازدواج

  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: جمعه 18 مرداد 1392

افراد به شدت نیاز به تماس انسانی مخصوصاً لمسی دارند ، این افراد در آستانه ازدواج و یا متاهل هستند ، پژوهشهای زیادی وجود دارد که نشان میدهد کارهای ساده ای نظیر گرفتن دست یکدیگر یا ماساژ پشت میتواند اضطراب را کاهش داده و یا حتی اضطراب های مربوط به اختلالات بدنی را نیز کم کند.

زن و شوهر ها معمولاً بعد از مدتی از آغاز زندگی مشترک از یکدیگر دور میشوند و فراموش میکنند که موقع سلام یا خداحافظی یکدیگر را ببوسند یا دست در دست یکدیگر بگذارند.

از زن و شوهرهایی که به من مراجعه میکنند میپرسم که چقدر با یکدیگر تماس بدنی دارند و به این نتیجه رسیده ام که در زندگی همسرانی که روابط زناشویی آنها در حالت بحرانی است ، تماسهای ساده روزمره که برای دوام زندگی زناشویی ضروری است وجود ندارد.

لطفاً به این مساله توجه کنید که من در مورد روابط ج نسی صحبت نمیکنم بلکه موضوع در مورد نوازش های ساده بین دو نفر میباشد.

وقتی که فرد در معرض محبت های ساده انسانی به شکل نوازش قرار میگیرد ، تغییرات قابل توجهی در اخلاق و رفتار و حتی سلامت فرد ایجاد میشود.

افراد مختلف نظرات متفاوتی در مورد ابراز محبت به همسر در برابر دیگران دارند و این نظرات از خانواده و محیط و احساس افراد در مورد بدنشان سرچشمه میگیرد ، من توصیه نمیکنم که شما با ابراز محبت به همسر خود در برابر دیگران خود را در وضعیتی که دوست ندارید قرار دهید بلکه توصیه من این است که متوجه احساسی که از دست در دست همسر گرفتن و یا به آغوش کشیدن او دارید باشید.

ما انسانها از لحظه تولد نیازمند لمس شدن توسط فردی دیگر هستیم ، بدین صورت عزت نفس در ما ایجاد میشود و احساس دلبستگی را حس میکنیم.

بچه ها دوست دارند تا کسی آنها را بغل کند زیرا این کار به آنها آرامش و احساس امنیت میدهد و خواهند دانست که دیگران آنها را دوست دارند.

حتی عزت نفس افراد بزرگسال هم وقتی که در معرض تماس فیزیکی مداوم با فرد مورد اطمینان دیگری قرار میگیرند نیز افزایش میابد ، باز هم تاکید میکنم که در این مقاله در مورد تماس غیر ج نسی صحبت میکنیم ، نوازش کردن راهی برای افزایش صمیمیت است و میتواند بسیار آرامش بخش باشد.

سعی کنید علایق و رفتارهای خود در مورد تماس فیزیکی و نوازش کردن را دریابید و با همسرتان در این مورد صحبت کنید و اگر احساس میکنید که زندگی تان در این مورد دچار کاستی است تلاش کنید تا آنرا تغییر دهید.

بدون برنامه ریزی قبلی دست همسرتان را در دستان خود بگیرید و بیش از زمان معمول او را در آغوش خود نگه دارید و سعی کنید هر روز با همسرتان به نحوی انواع تماسهای فیزیکی را داشته باشید ، ممکن است از نتایجی که این کار برایتان به ارمغان می آورد شگفت زده شوید.

...
عشق و ازدواج

  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: جمعه 18 مرداد 1392

شما رابطه ای فوق العاده با مردی که عاشقتان است دارید ، همه چیز خوب است اما یکدفعه اتفاق بدی می افتد ، او می گوید که چندان از زندگیش راضی نیست و بعد ناگهان شما را ترک می کند.

همین چند روز پیش بود که خیلی به هم نزدیک بودید و احساس صمیمیت زیادی می کردید ، چه بلایی سر آن عشق آمده ؟

واقعیت این است که خیلی از مردها اشتباه نموده و از رابطه عالی ای که می توانند با یک زن فوق العاده داشته باشند فرار می کنند.

قرار نیست این اتفاق برای شما بیفتد. به خاطر همین سه دلیلی که موجب می شود آقایون خانمی که دوست می دارند را ترک کنند اشاره میکنم و می گویم که باید چه کنید تا این بلا سر شما نیاید.

دلیل ۱ : فشار احساسی

رابطه با یک مرد می تواند مسائل احساسی زیادی برایتان ایجاد کند ، سوال اینجاست که آیا اجازه می دهید این احساسات درونتان به وجود آمده و در انتها منفجر شود؟

آیا فکر می کنید که مردتان مهارت های احساسی لازم برای کنترل این موقعیت ها را ندارد و یا وقتی شما در بدترین شرایط روحی و احساسی هستید از شما دورتر میشود؟

اگر اینطور است احتمالاً با مردی هستید که هیچ تمرکز احساسی ندارد تا وقتی شما مشکلات احساسی پیدا می کنید او را آرام کنار شما نگه دارد.

این اشتباه مردان است ، یک مرد بالغ باید منبع حمایت و ثبات مردانه در رابطه باشد اما گاهی اوقات ، حتی یک مرد خوب ممکن است دچار فشار احساسی شود و این همانجاست که مرد قادر نخواهد بود احساساتی که به سمت او می آید را کنترل کرده و آنقدر از درون احساس اضطراب میکند که ممکن است همه چیز را بگذارد و برود ، اما چرا این مسئله انقدر مهم است؟

اگر یاد بگیرید که بدون فشار آوردن روی مردتان درمورد موضوعات مختلف با او حرف بزنید رابطه تان بسیار بهتر خواهد شد اما اگر بخواهید به اجبار همدیگر را به سمت یک مکان امن از نظر احساسی بکشانید تعجب نکنید که از شما دور شود.

دلیل 2 : احساس کند شما می خواهید او را درست کنید

اگر آنچه که میخواهید را از رابطه نگیرید ، طبیعی است که خسته شوید و سرانجام نتوانید به راحتی و البته عاشقانه با مردتان حرف بزنید و ارتباط برقرار کنید و این همانجایی است که خواسته ها و انتظاراتتان وسط کشیده می شوند.

وقتی زنی احساس نکند که مردش به حرفهای او خوب گوش میدهد ، عوض کردن لحن تنها راه برای جلب توجه مرد خواهد بود.

متاسفانه در این مواقع مردها نیت شما را درک نکرده و احساس می کنند که از او انتقاد یا عیب جویی شده است ، اگر مردی حس کند که شما میخواهید درمورد اشتباهات یا کمبودهای او قضاوت کنید ، هیچوقت با شما حرف نخواهد زد و به حرفهایتان هم گوش نخواهد داد.

شما می توانید این فضا را برای طرفتان ایجاد کنید که به انتخاب خودش مرد بهتری باشد اما اینکار با تقاضای شما برای تغییر او میسر نخواهد شد.

دلیل 3 : او می ترسد آزادی خود را از دست بدهد

آیا به این فکر کرده اید چرا یک مرد خودش را به یک زن متعهد می کند و مرد شما این اواخر چه حسی به رابطه داشته است؟

اگر روابط منفیتان بیشتر از روابط مثبتتان بوده مرد به این فکر می کند که شما برایش چه فایده ای دارید ، اگر این وضع برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند مطمئناً به دنبال یک راه فرار خواهد بود.

از طرف دیگر اگر رابطه تان رابطه ای سالم ، مفرح و صمیمی باشد ، مرد برای متعهد کردن خود به شما هیچ تردیدی به دلش راه نخواهد داد و شما برای او آن زن استثنایی خواهید شد که با اولین نگاه عاشقتان می شود و همه آرزویش ماندن با شماست.

اگر رابطه تان از نظر احساسی لحنی مثبت داشته باشد ، مرد بیشتر از اینکه به از دست دادن آزادی خود فکر کند به آنچه که با شما به دست خواهد آورد فکر میکند.

چه باید بکنید

اگر باور داشته باشید که مردها بی هیچ دلیل ممکن است یک زن خوب را ترک کنند باعث خواهد شد که رابطه ها به نظرتان ناامیدکننده و بیهوده به نظر برسد.

اجازه ندهید این ترس وارد ذهنتان شود ، اگر بدانید چطور باید با مردتان حرف بزنید که زن شاد ، دوست داشتنی و راضی درونیتان را نشان دهد ، مطمئن باشید که خیلی زود به جای عیب جویی و انتقاد از هم به تمجید و قدردانی از هم می پردازید و از اینکه چطور مردتان عشق و علاقه اش را به شما نشان می دهد متعجب خواهید شد.

شما مستحق یک رابطه عاشقانه و بادوام با مردی که زندگی خود را برای شما گذاشته هستید پس برای به دست آوردن آن هر چه از دستتان برمی آید را انجام دهید.

...
عشق و ازدواج

  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: جمعه 18 مرداد 1392
تعداد کل صفحات : 5 12345
امیر گفته :
موندم همه دلشان به حال بچّه های خیابانی، گل فروش ها، فال فروش ها و ... می سوزد امّا هیچ کس کاری برای آن ها نمی کند. دلسوزی خشک و خالی، اشک های این بچّه ها را پاک نخواهد کرد. وبلاگ پرمایه ای دارید.
پاسخ نگار : حقیقتُ گفتی امیر جان حرف زدن آسونه و تنها کاریه که ماها راحت انجام می دیم مرسی
مربوط به مطلب:شعر کودک گل فروش
میثم استوار گفته :
سلام . اول چند تا غلط های املایی رو بگم بعدش ..... کارتن . کزت . ممنون اگه تصحیح کنی . فکر کردن خوبه و گفتن زیبا تر ولی حرفی رو که بزنی و عمل نکنی . شعار میشه و این حرف زدن ها جالب نیست . از خودت شروع کن ببین تو چیکار کردی ؟ خودم رو میگم ی گوشه نشستم و کاری ندارم به هیچی ولی تو که حرف میزنی . مسیول هستی که انجام بدی ..... . بچه ها همه در یک تاریخ و زمان هستند و هیچ تفاوتی ندارند این ما هستیم که همه را تقسیم می کنیم .
پاسخ آناهیتا مقیمیان : سلام از غلط املایی هات ممنون بله هر کسی حرفی می زنه باید بهش عمل کنه . از اینکه گفتی بچه ها در یک تاریخ و زمان هستند منظورتُ نفهمیدم.خودتونو می گین یا کودکان مثلا دهه 70 یا 80 اگر فکرمی کنی کودکان مثل هم هستند که سخت در اشتباهی. شرایط جامعه روی تربیت کودکان اثر زیادی دارد . که یکیش همین کتاب و کارتن ها و فقر و مشکلات اجتماعی و غیره. حتی روی مذهبی بودن یا نبودنشان و روی تفکرواعتقاداتشان و حتی می تواند روی هوش استعداد هم تاثیر گذار باشد. مثلا در دورانهایی از تاریخ را که بررسی کنی بر اساس تغیرات جغرافیایی قد هوش استعداد ها گرایش اقشار اندیشمند به سبک و سیاقی خاص و هر چه که فکر کنی تاثیر گذار بوده است. در مورد این نوشته هم منظور به اشخاص خاصی نبوده و نخواستم بدی یا خوبی قشری را شخصی رابگم.فقط قیاس دو دهه زمانی از لحاظ کارتن ها بوده است.
مربوط به مطلب:مفاهیم کارتن های قدیمی
امیر نقی نژاد گفته :
کلاغه به خونه ش برسه یا بین راه سقط بشه و رسیدنی تو کارش نباشه، مهم نیست. مهم قصّه ای ست که برامون نوشتن. قصّه ای با اوّل و آخر نامعلوم. قصّه ای گنگ و به هم ریخته. تو رو خدا کلاغ ملاغا رو بی خیال شین، مارو از این قصّه ی بی سروته زندگی خلاص کنین
پاسخ نگار : جالب نوشتی امیر جان.بسیار عالی. دقیقا همینه قصه بی سر و تهی که اگه همه کلاغا هم به خونشون برسن پایانی نداره
مربوط به مطلب:قصه من هم به سر رسید
مطالب پونه مقیمی
پونه مقیمی

ابر برچسب ها

متن خاص و ناب   شعر عاشقانه زیبا   عاشقانه های زیبا   متن ترانه های قدیمی   عاشقانه ترین شعرها   روانشناسی   جملات فلسفی و عرفانی   متن ترانه های داریوش   متن های فوق العاده زیبای ادبی   داستان های کوتاه   متن ترانه های فارسی   اشعار سهراب سپهری   اشعار شاهنامه   متن ترانه های خوانندگان   روانشناسی رابطه ها   دلنوشته های زیبا   غزل معاصر   شعر زیبا   کتاب هوای تازه   متن های پر محتوا   googoosh   متن های عاشقانه   عشق   عارفانه ترین جملات   روانشناسی رنگ ها   متن های خودکاوی   فرامرز فرحمهر   عارفان بزرگ   متن های عارفانه   عارفانه های زیبا   شعر فوق العاده زیبا   متن پر معنی جدید   جملات زیبا   علی نیاکوئی لنگرودی   تنهایی   احمد شاملو   غزلیات حافظ   اشعار جدید   خودشناسی   شعرهای معاصر   شعر   طالع بینی   پونه مقیمی   شعرهای سپید   بهترین شعرهای عاشقانه   متن زیبا برای زندگی   اشعار عاشقانه   اشعار فروغ فرخزاد   هاوانا بیروت آبادان   زندگی