محفل ادبی گلستان|عاشقانه ترین شعرها

تبلیغات تبلیغات

نوشته های تازه

بخش ها
  • آمار
  • امروز:
  • دیروز :
  • این ماه :
  • ماه قبل:
  • کل مطالب :
  • آپ:
  • افتتاح: 1390
  • کل بازدید :
حمایت از ما
سِـرِّ نــیسِـرِّ نــی (نقد و شرح تحلیلی و تطبیقی مثنوی)، دکتر عبدالحسین زرین کوب:
سِـرِّ نــی تألیف عبدالحسین زرین کوب در اوائل دهۀ  هفتاد، نقد و شرح تحلیلی و تطبیقی مثنوی معنوی است. شارح در آغازین فصل، به تبیین  تحلیل انگیزۀ مولانا در سرایش مثنوی، وجوه افتراق آن از دیگر آثار مولانا و همچنین مثنوی های دیگر، موقعیت مثنوی در عالم عرفان و تصوف، شیوه و اسلوب مولانا در سرایش و تنظیم آن، بازتاب حوادث و شرایط اجتماعی در مثنوی وَ تفسیر و تأویل برخی از حکایات و ارتباط آن ها با یکدیگر می پردازد. در فصل دوم، با نقد و بررسی آرای پیشینیان، بر اساس منابع معتبر؛ دوران حیات مولانا بررسی می شود. در فصل سوم، به بررسی سبک کلام مولانا پرداخته، همچون “مجالس سبعه”، مثنوی را نیز نمونه ای شاخص از “سبک منبری”۳۴ می داند، که عنصر اصلی آن قیاسات تمثیلی است. در فصل چهارم، فرهنگ و لغات عامیانه وَ معانی و تعبیرات عالمانه را عناصر اصلی زبان خوانده، به تحلیل محتوای این زبان می پردازد. پس از آن با بیان برخی از اصطلاحات و تعبیرات صوفیانه، به “استغراق ذهن مولانا در حدیث و سنت”۳۵ اشاره کرده، وجود لغات و تعبیرات بدیع وَ کاربردِ الفاظ و تعبیرات مناسب با مضمون حکایات را، از دیگر ویژگی های مثنوی عنوان می کند. در فصل پنجم، با اشاره به آشنایی مولانا با آثار و اشعار شاعران پارسی گوی از قبیل سنایی و عطار و مشایخ عرفان، کلام مولانا را نمونه ای از شیوۀ بیان سهل و ممتنع خوانده، “وحدت، جامعیت و تمامیت”۳۶ مثنوی را نشانۀ هندسۀ ذهنی دقیق و حساسِ شاعر می داند. در فصل ششم “قصۀ نــی”، با اشاره به برخی از منابع حکایات و تمثیلات مثنوی، آن ها را از نظر ساختار و محتوا تحلیل می کند.


دسته: داستان+و+متن
برچسب ها: درباره مولانا,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: دوشنبه 18 شهریور 1392
ادامه مطلب...
مقبره مولاناتربیت مولانا در شهر قوانیه است. قوانیه كه اصلا كلمه یونانی است در آن زبان ایكونیوم Iconium آمده و در آثار مورخان اثر جنگ های صلیبی به صور ایكونیوم Yconium و كونیوم Conium و استانكونا Stancona ذكر شده است و آن اسلام به شكل قونیه تعریب گردیده است .قونیه كه خود نام ایالتی در مركز  آناطولی است از طرف مشرق به نیغده و از جنوب به ایجل  و آنتالیا و از مغرب به اسپرته و افیون‌ و از جنوب‌غربی به‌ اسكی شهر و از شمال‌ به‌‌ آنكارا محدود است مقبره مولانا متشكل از چند عمارت است كه بعضی از آن ها در عصر سلجوقی و برخی‌ در زمان سلاطین عثمانی بنا گردیده است. در آنجا تزییناتی از چوب و فلز و خطاطی های زیبا و قالی ها و پارچه‌های قیمتی دیده می‌شود. مقبره مولانا عبادتگاهی است كه در آن قبور بسیاری از كسان مولانا و مریدان او قرار گرفته است. حجرات دراویش و مطبخ مولانا و كتابخانه نیز ملحق به این بناست و مجموع آن به چند رواق تقسیم می‌شود كه سبك همه رواق ها گنبدی و شبیه یکدیگراست. صورت قبرهایی كه آن مشاهده می‌شود همه با كاشی فرش شده با پارچه‌های زربفت مفروش گردیده است.

دسته: داستان+و+متن
برچسب ها: درباره مولانا,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: دوشنبه 18 شهریور 1392
ادامه مطلب...
مولانادر سال 672 وجود مولانا به ناتوانی گرائید و در بستر بیماری افتاد و به تبی سوزان دچار گشت و هر چه طبیبان به مداوای او كوشیدند و اكمل‌الدین و عضنفری كه از پزشكان معروف آن روزگاربودند به معالجت او سعی كردند، سودی نبخشید تا در روز سه شنبه پنجم ماه جمادی‌الاخر سال 672 روان پاكش از قالب تن به در آمد و جان‌ به‌ جان آفرین تسلیم كرد.

اهل قونیه از خرد و بزرگ در تشییع جنازه ‌او حاضر شدند و حتی عیسویان و یهودیان در ماتم او شیون و افغان می‌كردند. شیخ صدرالدین قونوی بر مولانا نماز خواند و سپس جنازه او را بر گرفته و با تجلیل بسیار در تربت مبارك بر سر گور پدرش بهاءالدین ولد به خاك سپردند.

پس از وفات مولانا، علم‌الدین قیصر كه از بزرگان قونیه بود با مبلغی بالغ بر سی‌هزار درهم بر آن شد كه بنائی عظیم بر سر تربت مولانا بسازد. معین‌الدوله سلیمان پروانه كه از امیران زمان بود، او را به هشتاد هزار درهم نقد مساعدت كرد و پنجاه هزار دیگر به حوالت بدو بخشید و بدین‌ ترتیب تربت مبارك كه آنرا قبه خضراء گویند بنا شد و علی‌الرسم پیوسته چند مثنوی خوان و قاری بر سر قبر مولانا بودند.


دسته: داستان+و+متن
برچسب ها: درباره مولانا,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: دوشنبه 18 شهریور 1392
ادامه مطلب...
مولانامولوی حیات را حركت بی وقفه به سوی تعالی می داند. استكمال تمامی آفرینش از فروترین تظاهر تا برترین تجلی، و سیر تكاملی فرد، هر دو را می توان در انوار این نور لحاظ كرد. نردبانی كه انسان را رو به آسمان می برد پیر راشد در مراحل منظم، مرد سفر را به سوی حقایق عالی تر ارشاد می كند تا آنكه درهای حق گشوده می شود و دیگر در عشق نیاز به نردبان نیست، سماع نیز نردبانی به سوی آسمان است سلامت نفس و صفا وصمیمیت دمیدن حیات و روحیه نشاط و امید در ارواح و نفوس از خواص بارز مولاناست.

روحیه مریدداری و جلب نفوس و تزریق عبودیت نسبت به او در مریدان در روح بلند آن رادمرد وجود نداشته است. مطالعه آثار مولانا و پژوهش در افكار او از موجبات عدم ابتلاء انسان ها به الحاد و بد آموزی و سبب درك مبانی و عقاید دینی و ارجاع نفوس به توحید و ایجاد شوق در پی گیری مباحث اصول و عقاید است. او در تنزل دادن مبانی صعب عرفانی و القاء آن به صاحبان ذوق بی اندازه ماهر و موفق بوده است و در كلمات او شطحیات دیده نمی شود. مولانا در جنب بیان حقایق با بیانی جذاب به ادبیات فارسی خدمت وصف ناپذیر كرده است.


دسته: داستان+و+متن
برچسب ها: درباره مولانا,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: دوشنبه 18 شهریور 1392
ادامه مطلب...
جوانی مولاناعلاءالدین محمد خوارزمشاه بزرگ و سلطان مقتدر عصر آخرین سال های سلطنت پرماجرای خویش را در کشمکش روحی بین حالتی از جنگ بارگی لجاجت آمیز و جنگ ترسی بیمارگونه و مالیخولیایی سر می کرد. بیست و یک سال فرمانرایی او از مرده ریگ پدرش علاء الدین تکش تدریجاً یک امپراطوری فوق العاده وسیع را بوجود آورد پس از او پسرش جلال الدین که برای نجات ملک از دست رفته پدرش طی سال ها همچنان دربدر با مغول می جنگید موفق به اعاده سلطنت از دست رفته نشد.
عادت به عیش و مستی او را از تأمل در کارها مانع می آمد. بدین سان از سی سال جنگ های او و پدرش جز بدبختی پدر و قتل یا درویشی پسر چیزی حاصل نشد. دروازه روم هم که با شکست یاسی چمن بر روی خوارزمشاه بسته ماند بر روی واعظ بلخ که با حسرت قلمرو پادشاه خوارزم را ترک کرده بود گشوده ماند. در همان اوقات که خوارزمشاه جوان در آنسوی مرزهای روم طعمه گرگ شد یا به درویشی گمنام تبدیل گشت مولانای جوان که او هم مثل شاهزاده خوارزم جلال الدین خوانده می شد، در دنبال مرگ پدر در تمام قلمرو روم به عنوان مفتی و واعظ نام آوری مورد تعظیم و قبول عام واقع بود و بعدها نیز که طریقه صوفیه را پیش گرفت درویشی پر آوازه شد و وقتی سلاله سلطان محمد خوارزم شاه در غبار حوادث ایام محو شد سلاله بهاء ولد در روشنی تاریخ با چهره نورانی مجال جلوه یافت.



دسته: داستان+و+متن
برچسب ها: درباره مولانا,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: دوشنبه 18 شهریور 1392
ادامه مطلب...
تعداد کل صفحات : 4 1234
تبلیغات
تبلیغات

ابر برچسب ها

روانشناسی   روانشناسی رنگ ها   علی نیاکوئی لنگرودی   عارفانه های زیبا   فرامرز فرحمهر   اشعار شاهنامه   غزل معاصر   متن ترانه های قدیمی   اشعار فروغ فرخزاد   داستان های کوتاه   کتاب هوای تازه   مراقبه و مدیتیشن   احمد شاملو   بهترین شعرهای عاشقانه   زندگی   شعرهای ادبی و عاشقانه   عارفان بزرگ   جملات زیبا   شعرهای معاصر   غزلیات حافظ   متن ترانه های خوانندگان   اشعار سهراب سپهری   عشق   کتاب مدایح بی صله   متن های عارفانه   اشعار عاشقانه   شعر عاشقانه زیبا   عارفانه ترین جملات   اشعار جدید   googoosh   شعر   زیباترین شعرهای عاشقانه   عاشقانه ترین شعرها   متن های عاشقانه   شعرهای سپید   متن ترانه های فارسی   دلنوشته های زیبا   متن ترانه های داریوش   متن ترانه های زیبا   شعر زیبا   قاچاق عطر تو   شعر خوب   غزل   طالع بینی   هاوانا بیروت آبادان   تنهایی   جملات فلسفی و عرفانی   عاشقانه های زیبا   شعر فوق العاده زیبا   متن های فوق العاده زیبای ادبی