محفل ادبی گلستان|عاشقانه ترین شعرها

تبلیغات تبلیغات

نوشته های تازه

بخش ها
  • آمار
  • امروز:
  • دیروز :
  • این ماه :
  • ماه قبل:
  • کل مطالب :
  • آپ:
  • افتتاح: 1390
  • کل بازدید :
حمایت از ما
 نشسته بودیم لب جوی
 آبی که در پارک تنیس جاری بود نشسته بودیم لب جوی آبی که
در پارک تنیس جاری بود
یه نفس نوشابه و سر کشید و نیمه نفس گفت:
داداش فرامرز؟
گفتم: جانم؟

گفت: تو خیلی حرفای قشنگی می زنی!
خیلی خوب تحلیل می کنی!
ما هم که همچین مخمون نمی کشه! و
فقط میخکوب می شیم!
فکر می کنیم هیچی حالیمون نیست!
و تو خیلی حالیته!

یعنی واقعآ هم حالیته ها!
ولی مگه می شه گیری نداشته باشی؟
بالاخره هر آدمی که به بلندی می ره!
پرتگاه هم داره دیگه!

پرتگاه تو چیه؟! چی اذیتت می کنه؟
چی چالشته؟ ما که غریبه نیستیم؟ هان؟

یه نگاه متعجب بهش کردم و گفتم:
اگر بگم که دیگه هیچی! دستم رو می شه!
می فهمی داغون تر از اونم که فکر می کنی!
با هم خندیدیم!

گفت: بگو دیگه؟! کشتی مارو!
سیب شو از جیبش کشید بیرون و
یه گاز پر سر و صدا زد و بهم خیره شد!

گفتم: یادته از فضاهای ذهنی گفته بودم؟
گفت: اوهوم!

گفتم من بین دو فضای ذهنی عظیم گیر کردم!
در واقع انگار که یک دفعه مغزم از کار می افته!
یک فضا آگاهی و بینشی عظیم
به خودم و جهان اطرافمه!
و یک فضا هم تاریکی و جهل مطلق!

انگار که در فضای دوم مغزم به خواب می ره
و به عادت ها و افکار اتوماتیک گذشته برمی گردم!
انگار فضای دوم چربش خیلی بیشتری به فضای اول داره!

تمام هدف و چالش بزرگ من اینه که
حداقل بین دو این فضای خیلی عظیم تعادل برقرار کنم!
در واقع! به توانایی دیالوگ روزانه با خودم برسم!
تنها راهش فکر می کنم این باشه!

سیب دوم و از جیبش در اورد و
گاز زد و گفت: نمی خوای که؟!
گفتم می خواستم، ولی همشو خوردی شکمو!

گفت: داداش فرامرز!
گفتم: جانم؟

گفت: اگر واقعآ می خواستی! بهم می گفتی نمی گفتی؟
گفتم: آره، اگر واقعآ دلم می خواست بهت می گفتم!

گفت: اگر واقعآ دلت بخواد این تعادل و برقرار کنی
حتمآ اینکار و می کنی!
هنوز دلت نمی خواد!

سیب سوم و از کیفش در اورد و داد بهم!
گفتم دنیا اینقدام! مثل تو بخشنده نیستا!

گفت: پس من کشکم داداش فرامرز؟
از جهان دیگه ای اومدم؟
خدایان مصر یا بابلم؟
منم جزئی از این دنیام دیگه! با هم خندیدیم!

فرامرز فرحمهر
کتاب دیدبان ذهن

دسته: داستان+و+متن
برچسب ها: داستان های کوتاه, فرامرز فرحمهر, کتاب دیدبان ذهن, ذهن,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
3 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
4 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .
5 - نظرات پس از تأیید مدیر کل منتشر می‌شود.
6 - مسئولیت آثار منتشر شده با مولفان می باشد اگر با پستی مخالف بودید با ما بحث نکنید.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
تبلیغات
تبلیغات

ابر برچسب ها

googoosh   شعرهای معاصر   تنهایی   غزلیات حافظ   متن ترانه های قدیمی   روانشناسی   فرامرز فرحمهر   دلنوشته های زیبا   جملات زیبا   زیباترین شعرهای عاشقانه   عارفانه ترین جملات   اشعار جدید   متن های عاشقانه   روانشناسی رنگ ها   جملات فلسفی و عرفانی   کتاب هوای تازه   شعرهای سپید   هاوانا بیروت آبادان   عارفان بزرگ   متن ترانه های داریوش   اشعار عاشقانه   متن ترانه های زیبا   زندگی   اشعار شاهنامه   متن ترانه های خوانندگان   شعر   مراقبه و مدیتیشن   شعرهای ادبی و عاشقانه   عشق   قاچاق عطر تو   علی نیاکوئی لنگرودی   شعر عاشقانه زیبا   احمد شاملو   اشعار فروغ فرخزاد   عاشقانه های زیبا   شعر خوب   غزل   داستان های کوتاه   متن های فوق العاده زیبای ادبی   اشعار سهراب سپهری   غزل معاصر   طالع بینی   کتاب مدایح بی صله   شعر فوق العاده زیبا   بهترین شعرهای عاشقانه   شعر زیبا   عارفانه های زیبا   متن ترانه های فارسی   عاشقانه ترین شعرها   متن های عارفانه