محفل ادبی گلستان|عاشقانه ترین شعرها

تبلیغات تبلیغات

نوشته های تازه

بخش ها
  • آمار
  • امروز:
  • دیروز :
  • این ماه :
  • ماه قبل:
  • کل مطالب :
  • آپ:
  • افتتاح: 1390
  • کل بازدید :
حمایت از ما
عکس دارا و سارا  آفرین سارا به اسبِ خود سوارم می کنی؟
 اندکی مهر وُ وفا در روزگارم می کنی؟
 من ندارم، لیک چشمانم به دستانِ شماست
 در نگاهت لحظه ای دارا شمارم می کنی؟

 شمع را کُشتی، مرا پنهان نمودی از همه
 بر سرِ دستانِ خود از دل هوارم می کنی؟
 بیسوادی، جهل، تاریکی، جنون، دیوانگی
 رویِ ماهت را به سویِ شامِ تارم می کنی؟

 سوزِ سرمایِ زمستان بود وُ دل، تنگِ تو بود
 گرمیِ خورشید را در کوهسارم می کنی؟
 خوانده ای دارا مرا، لیکن ندارم مِکنتی
 یک نظر بر حالِ دارایِ ندارم می کنی؟

 مرغِ زارم در هیاهویِ شب وُ شهرِ غریب
 یک نگاهِ آشــنا بر مَرغـــزارم می کنی؟
 سینِ عشق از سینِ سارا، دالِ دارا دادِ عشق
 داد از این بیداد، چون آهو شکارم می کنی؟

 با مناجاتِ دو دستم در موازاتِ قنوت
 عشق را محموله ی ریلِ قطارم می کنی؟
 نیست از دانش فزون، این متنِ انشایِ شماست
 من که بی تاجم، به قلبت تاجدارم می کنی؟

 داد میدادی به مکتب، دوست همچون آینه ست
 من یکم ای آینه، در خود هزارم می کنی؟
 تا در این دشتِ بلا چشمم به دیدارِ شماست
 حُرِّ چشمت را تو یارِ کارزارم می کنی؟

 عاشق وُ مستت شدم در زنگِ تفریحِ دلم
 با لبانت زنگِ انشا را خمارم می کنی؟
 باز مِــهـــر وُ باز آغــازِ محبّتهای تـــو
 مهربانو، مِهر را همراه وُ یارم می کنی؟
 
 در وجودم همچو اسپندم، هراسان، منتظر
 با حضورت این زمستان را بهارم می کنی؟
 گر که میخوانی بخوان، لیک آخرِ شَهنامه ات
 اَجنبی را پَرت، بیرون از دیارم می کنی؟

 خورد زنگِ صبحگاهی، صف به صف در خطِّ تو
 مرگ نه، عشق وُ محبّت را شعارم می کنی؟
 چون که جان دادم به راهِ مِهرِ مامِ میهنم
 خاکِ پاکِ کفشِ خود را یادگارم می کنی؟

 گر که تاریک است چون شب خانه یِ اَجدادی اَم
 با چراغِ علم، بیرون از غبارم می کنی؟ ***
 دور از چشمِ معلّم، زنگِ ورزش یا حساب
 بی حساب از کیفِ خود، مهمان انارم می کنی؟

 من که دل دادم به مکتب، پس به مِهرت دلخوشم
 کیمیا را سرخوش از قدرِ عیارم می کنی؟
 حرف ها ناگفته ماند امّا چه حاصل، زنگ خورد
 راستی آیا به اسبِ خود سوارم می کنی؟؟؟

 محمد مهدی جلادت

دسته: شعر+و+ترانه
برچسب ها: شعرهای معاصر, محمد مهدی جلادت, شعر فوق العاده زیبا, عاشقانه ترین شعرها, شعرهای ادبی و عاشقانه, بهترین شعرهای عاشقانه, عشق,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: پنجشنبه 22 آبان 1393
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 09:01 ب.ظ
محمد امینمحمد امین، می گه:
سلام شعر جالبی بود
مدیریت پاسخ مدیریت :
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
3 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
4 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .
5 - نظرات پس از تأیید مدیر کل منتشر می‌شود.
6 - مسئولیت آثار منتشر شده با مولفان می باشد اگر با پستی مخالف بودید با ما بحث نکنید.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
تبلیغات
تبلیغات

ابر برچسب ها

اشعار فروغ فرخزاد   اشعار عاشقانه   روانشناسی   جملات فلسفی و عرفانی   متن های عارفانه   عارفان بزرگ   عارفانه های زیبا   شعر   اشعار جدید   googoosh   احمد شاملو   هاوانا بیروت آبادان   کتاب هوای تازه   زندگی   طالع بینی   جملات زیبا   عاشقانه های زیبا   قاچاق عطر تو   عاشقانه ترین شعرها   متن ترانه های قدیمی   شعر زیبا   غزل معاصر   مراقبه و مدیتیشن   متن ترانه های خوانندگان   تنهایی   دلنوشته های زیبا   عشق   متن ترانه های فارسی   روانشناسی رنگ ها   عارفانه ترین جملات   بهترین شعرهای عاشقانه   علی نیاکوئی لنگرودی   شعرهای سپید   زیباترین شعرهای عاشقانه   متن ترانه های زیبا   شعرهای ادبی و عاشقانه   متن ترانه های داریوش   غزل   فرامرز فرحمهر   شعر خوب   اشعار شاهنامه   متن های فوق العاده زیبای ادبی   متن های عاشقانه   کتاب مدایح بی صله   غزلیات حافظ   شعرهای معاصر   اشعار سهراب سپهری   داستان های کوتاه   شعر فوق العاده زیبا   شعر عاشقانه زیبا