تبلیغات
محفل ادبی گلستان|ادبیات و روانشناسی - مصاحبه با باربارا برنان برای اولین بار از محفل ادبی گلستان

محفل ادبی گلستان|ادبیات و روانشناسی

ادبیات روانشناسی

نوشته های تازه

تنهایی دره یا قله ، فرامرز فرحمهر

من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را حس کنم، تنهایی مانند شبحی همراهم بود، گاهی با شیطنت های کودکانه به شانه ام می زد و پشت درخت های انار پنهان می شد! و گاهی کفش هایم را هم پنهان می کرد تا از خانه بیرون نروم و کنارش

تنهایی ، فرامرز فرحمهر

بمانم ، من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را درک کنم! به مرغ هایم غذا می دادم، با سگ هایم حرف می زدم و گربه هایم را به آغوش می کشیدم، با توپ پلاستیکی دولایه ام، به دیوار شوت می زدم و با چرخم، تمام سر پایینی های محل را، طی می کردم و می خوردم زمین، پوست پاهایم می رفت تنهایی بغلم

ادامه ...
گفتگو با آدمی درونی ، پونه مقیمی

اگر میتوانستم تو را از غمها دور نگه میداشتم و کاری میکردم که هیچگاه اشک از چشمانت سرازیر نشود مگر برای خنده های بدون وقفه، اگر میتوانستم تو را از سختی ها دور نگه میداشتم و دنیا را همیشه به کامت میگرداندم ، اگر میتوانستم کاری میکردم

اگر میتوانستم ، پونه مقیمی

که هیچگاه ناامید نشوی، اگر میتوانیتم خیلی کارها برایت میکردم، اما نمیتوانم. من نمیتوانم دنیا و قوانین دنیا را تغییر دهم، نمیتوانم کاری کنم که پیر نشوی، که طرد نشوی، که اشتباه نکنی که آسیب نبینی! من هیچگاه نمیتوانم، شبیه یک احمق با تو برخورد کنم و به تو بگویم همه چیز درست میشود من نمیتوانم

ادامه ...
جنگ یا پذیرش، خودتان انتخاب کنید

ما به دنیا نیامده ایم که با آدم ها در رابطه هایمان بجنگیم، ما به دنیا آمده ایم که آدم ها را با تمام نقض هایشان بپذیریم! دنیا محل جنگ نیست، محل پذیرش است! پذیرش تفاوت ها و نقص ها! و گاهی این پذیرش انقدر سخت میشود که بسیاری از آدم

جنگ یا پذیرش

ها ترجیح میدهند بجنگند، تا مجبور به تحمل پذیرش نشوند. به هر حال در بسیاری از ما خشمگین بودن راحت ترین راه حل است، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم و در حمله کردن خیلی لازم نیست منطقی به نظر برسیم ، تکرار میکنم، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم

ادامه ...

باربارا برنان

سوال: خانم باربارا، برای ماهایی که با کار شما آشنا نیستیم، توضیح بدین که منظورتون از شفا از طریق حوزۀ انرژی انسانی چیست؟

باربارا برنان: شفا از طریق حوزۀ انسانی یعنی کارکردن بر روی میدان هاله در تمام ابعاد شخصیتی شامل ابعاد معنوی، عاطفی، ذهنی و جسمانی است که برای ایجاد یک تغییر یا شفا و به‌منظور مربوط ساختن فرد با خود واقعی‌اش انجام می‌شود. بنابراین شفا، از طریق دست، به‌لحاظ مهارت‌های کارکردن، ترمیم، متوازن کردن، انرژی‌دهی و پاک‌سازی حوزه انرژی، می‌تواندبسیار تخصصی باشد.
حوزه انرژی انسانی با تمام شخصیت- تمام سطوح واقعیت در شخصیت‌تان همبسته است. هر جایی از تجربه شخصی‌تان که از خود واقعی‌تان جدا شده‌اید، در حوزه انرژی انسانی خودش را نشان می‌دهد و سرانجام به‌دلیل تخریب در حوزه انرژی، موجب بیماری در بدن می‌شود.همچنین بدن را تضعیف می‌کند و در نتیجه با ورود یک عفونت باعث بیماری می‌شود.

سوال: هاله یا حوزه انرژی انسانی دقیقا چیست؟

باربارا برنان: یک حوزه انرژی زندگی است که بدن جسمانی را احاطه و در آن نفوذ کرده است. این حوزه شبیه الگویی از پرتوهای نوری است. اگر قرار بود که شما بدنتان را با لامپ‌های نازک نئون ترسیم کنید، چیزی شبیه به این حوزه می‌شد. انرژی زندگی و آگاهی است. هر زمان که شما فکر یا حس کرده‌اید، یا هر تجربه دیگری در زندگی، در حوزه انرژی منعکس می‌شود. حتی لازم نیست که یک تجربه آگاهانه باشد.

سوال: ادراک فرا حسی چیست؟

باربارا برنان: ادراک فراحسی استفاده از حواس پنج‌گانه است و نیز بردن آن‌ها خارج از محدوده‌ای که آن را نرمال می‌نامیم. برای مثال، دیدن خارج از طیف مرئی نور، بین 4000 تا 8000 انگستروم، که روشن‌بینی نامیده می‌شود. ادراک فراحسی شنوایی،روشن‌شنواییخوانده می‌شود و ادراک فراحسی احساس کردن روشن-دریافتی نام دارد. این‌ها شیوه‌هایی هستند که من بیشتر استفاده می‌کنم، برای مثال، حس کردن عواطف یا احساسات جسمانی یک نفر، دیدن هاله و شنیدن صداها و کلمات. هر کس توانایی‌های خاصی دارد و چه‌بسا شخصی قادر باشد بسیار آسانتر از آن‌که می‌بینند، حس کند.

سوال: آیا هرکس قادر به افزایش ادراک فراحسی هست؟

باربارا برنان: کاملاً. به نظر من این یک فرایند عادی تکاملی است که برای همه انسان‌ها در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد.

سوال: آیا همه می‌توانند یاد بگیرند که یک شفاگر باشند؟

باربارا برنان: فنون درمان براساس آناتومی و فیزیولوژی حوزه انرژی انسان قابل یادگیری است. اگرچه گام اصلی پاک‌سازی خودمان از موانعی است که بر دوش می‌کشیم و این موانع باعث بسته‌شدن جریان انرژی شفابخش جهانی می‌شود که از طریق ما جریان می‌یابد. بایسته است که ما قلب انسان را به‌عنوان شفاگر اصلی و حافظ انسانیت از نو بشناسیم، و شاهد رنج بر روی زمین باشیم و با عشق لمس و برای شفا تسلیمش کنیم.

سوال: از کجا متوجه شدید که قرار است یک شفاگر باشید؟

باربارا برنان: هر کس برای انجام رسالتی متولد می‌شود. وقتی به یک مقدار مشخصی از تکامل خود می‌رسید، استعدادهای‌تان شروع به تراوش می‌کنند. از کجا می‌دانید که رسالتتان در دنیا چیست؟ معلوم است! کاری که بیش از هر کار دیگری در جهان می‌خواهید انجامش دهید، کاری که همیشه به خودتان گفته‌اید که در آن کار تبحر خوبی ندارید. آن در سینه شماست و درواقع می‌توانید در قسمت بالای قلب در وسط، درد را احساس کنید. این چیزی است که من آن را تمنای معنوی می‌نامم.
پس بجای اینکه بگویید: "ای کاش یاد بگیرم که چگونه این کار را انجام دهم..." تکرار کنید: "من به انجام چه کاری شور و اشتیاق دارم؟" این راه شفای شماست. اگر پاسخ، معلم یا ریاضی‌دان یا راننده بودن باشد، این همان چیزی است که باید باشد. این همان چیزی است که می‌خواهید باشید. این همچنین شما را به مسیر استحاله، تعالی و دگرگونی هدایت خواهد کرد. این مسئله خود به خود اتفاق می‌افتد. و این معنای زندگی است. که بیاییم و بیاموزیم. کتاب دوم من، نور در حال پیدایش، دقیقاً در مورد این موضوعات صحبت می‌کند.

سوال: چگونه مسیر معلمی‌تان را سپری کردید؟

باربارا برنان: خوب، من وقتی بچه بودم اوقات زیادی را به‌تنهایی در جنگل می‌گذراندم، درحالی‌که بسیار آگاه بودم، حیوانات روی پاهای من راه می‌رفتند و من فکر می‌کردم این بازی‌ای بیش نیست. کار دیگری که عادت داشتم انجام دهم این بود که با چشمان بسته در اطراف پرسه می‌زدم و  با فاصلۀ زیاد از درختان حضورشان را حس می‌کردم.
بعدها مدرک کارشناسی ارشدم را در فیزیک جوی گرفتم و برای پنج سال در ناسا روی توسعه ردیاب‌های حساس به نور که در ماهواره‌ها برای اندازه‌گیری طیف ماورا بنفش و مادون قرمز استفاده می‌شد مشغول به کار بودم. به عبارت دیگر، نور یا انرژی‌ای که از زمین برمی‌تابد. این کار در اواخر دهه 60 و دهه 70 اتفاق افتاد. جالب توجه است که هم آن زمان و هم اکنون کارم در رابطه با نور بوده است.
مسائل زیادی در رابطه با حقوق مدنی و حقوق بشر وجود داشت و من در جنبش‌های بالقوۀ بشری مشارکت کردم. از ناسا استعفا دادم و شروع به آموزش به‌عنوان یک درمانگر انرژی زیستی نمودم. وقتی درمانگر بودم، دیدن میدان انرژی در درون و اطراف مردم شروع شد و شروع کردم هر چیزی را که می‌دیدم با مسائل روانی که اتفاق می‌افتاد، ارتباط دادم. این گونه بود که شروع شد.
سوال: خانم باربارا، به نظر شما مهمترین مؤلفۀ در این فرایند در شفای خودمان و یاری به دیگران چیست؟

باربارا برنان: عشق به خود. پذیرش خود.

ترجمه از اصغر رحمانی

منتشر شده از سایت محفل ادبی گلستان

مراقبه و مدیتیشن



دسته: شناخت+و+مراقبه
برچسب ها: باربارا برنان, مراقبه و مدیتیشن, محفل ادبی گلستان,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: پنجشنبه 9 مرداد 1393
دوشنبه 13 مرداد 1393 12:18 ب.ظ
سهیلا سمائیسهیلا سمائی، می گه:
ممنون از اینکه این فضا رو فراهم کردین تا امکان صحبت درباره "برخی مطالب" فراهم باشه. سپاس
مدیریت پاسخ مدیریت : خواهش می کنم، وظیفه هست
دوشنبه 13 مرداد 1393 07:39 ق.ظ
، می گه:
واقعا عالی بود بازم از این مصاحبه ها داشته باشید....
تشــــــــــــکر ویژه
مدیریت پاسخ مدیریت :
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
3 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
4 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .
5 - نظرات پس از تأیید مدیر کل منتشر می‌شود.
6 - مسئولیت آثار منتشر شده با مولفان می باشد اگر با پستی مخالف بودید با ما بحث نکنید.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
مطالب پونه مقیمی
پونه مقیمی

ابر برچسب ها