تبلیغات
محفل ادبی گلستان|عاشقانه ترین شعرها - وهمِ سبز- تمام روز در آیینه گریه می کردم

محفل ادبی گلستان|عاشقانه ترین شعرها

تبلیغات تبلیغات

نوشته های تازه

بخش ها
  • آمار
  • امروز:
  • دیروز :
  • این ماه :
  • ماه قبل:
  • کل مطالب :
  • آپ:
  • افتتاح: 1390
  • کل بازدید :
  • x
    برای عضویت کلیک کنید
حمایت از ما
فروغ فرخزاد
تمام روز در آیینه گریه می کردم
بهار ، پنجره ام را
به وهم سبز درختان سپرده بود
تنم به پیلهٔ تنهاییَم نمی گنجید
و بوی تاج کاغذیَم
فضای آن قلمرو بی آفتاب را
آلوده کرده بود
نمی توانستم ، دیگر نمی توانستم
صدای کوچه ، صدای پرنده ها
صدای گم شدن توپ های ماهوتی
و هایهوی گریزان کودکان
و رقص بادکنک ها
که چون حباب های کف صابون
در انتهای ساقه ای از نخ صعود می کردند
و باد ، باد که گویی
در عمق گودترین لحظه های تیرهٔ همخوابگی نفس می زد
حصار قلعهٔ خاموش اعتماد مرا
فشار می دادند
و از شکاف های کهنه ، دلم را به نام می خواندند
تمام روز نگاه من
به چشم های زندگیَم خیره گشته بود
به آن دو چشم مضطرب ترسان
که از نگاه ثابت من می گریختند
و چون دروغگویان
به انزوای بی خطر پلکها پناه می آوردند
کدام قلّه کدام اوج ؟
مگر تمامی این راه های پیچاپیچ
در آن دهان سرد مکنده
به نقطهٔ تلاقی و پایان نمی رسند ؟
به من چه دادید ، ای واژه های ساده فریب
و اِی ریاضت اندام ها و خواهش ها ؟
اگر گلی به گیسوی خود می زدم
از این تقلب ، از این تاج کاغذین
که بر فراز سرم بو گرفته است ، فریبنده تر نبود ؟
چگونه روح بیابان مرا گرفت
و سِحر ماه ز ایمان گلّه دورم کرد !
چگونه ناتمامی ِ قلبم بزرگ شد
و هیچ نیمه ای این نیمه را تمام نکرد !
چگونه ایستادم و دیدم
زمین به زیر دو پایم ز تکیه گاه تهی می شود
و گرمی تن جفتم
به انتظار پوچ تنم ره نمی برد !
کدام قلّه کدام اوج ؟
مرا پناه دهید ای چراغ های مشوش
ای خانه های روشن شکاک
که جامه های شسته در آغوش دودهای معطر
بر بامهای آفتابیتان تاب می خورند
مرا پناه دهید ای زنان سادهٔ کامل
که از ورای پوست ، سرانگشت های نازکتان
مسیر جنبش کیف آور جنینی را
دنبال می کند
و در شکاف گریبانتان همیشه هوا
به بوی شیر تازه می آمیزد
کدام قلّه کدام اوج ؟
مرا پناه دهید ای اجاقهای پر آتش - ای نعل های خوشبختی -
و ای سرود ظرفهای مسین در سیاهکاری مطبخ
و ای ترنم دلگیر چرخ خیاطی
و ای جدال روز و شب فرشها و جاروها
مرا پناه دهید ای تمام عشق های حریصی
که میل دردناک بقا بستر تصرّفتان را
به آبِ جادو
و قطره های خون ِ تازه می آراید
تمام روز تمام روز
رها شده ، رها شده ، چون لاشه ای بر آب
به سوی سهمناک ترین صخره پیش می رفتم
به سوی ژرف ترین غارهای دریایی
و گوشتخوارترین ماهیان
و مهره های نازک پشتم
از حس مرگ تیر کشیدند
نمی توانستم ، دیگر نمی توانستم
صدای پایم از انکار راه بر می خاست
و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود
و آن بهار ، و آن وهم سبز رنگ
که بر دریچه گذر داشت ، با دلم می گفت
(نگاه کن
تو هیچ گاه پیش نرفتی
تو فرو رفتی)
...

بازگشت به لیست اشعار فروغ فرخزاد



دسته: اشعار+کامل+شاعران
برچسب ها: دفتر تولدی دیگر, اشعار فروغ فرخزاد,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: سه شنبه 8 بهمن 1392
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
3 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
4 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .
5 - نظرات پس از تأیید مدیر کل منتشر می‌شود.
6 - مسئولیت آثار منتشر شده با مولفان می باشد اگر با پستی مخالف بودید با ما بحث نکنید.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
تبلیغات
تبلیغات

ابر برچسب ها

طالع بینی   غزلیات حافظ   جملات زیبا   اشعار شاهنامه   احمد شاملو   متن ترانه های فارسی   عارفان بزرگ   عاشقانه های زیبا   سمانه صالح   کتاب مدایح بی صله   متن ترانه های خوانندگان   داستان های کوتاه   بهترین شعرهای عاشقانه   متن ترانه های گوگوش   جملات فلسفی و عرفانی   اشعار عاشقانه   شعر   کتاب هوای تازه   متن های فوق العاده زیبای ادبی   روانشناسی رنگ ها   غزل معاصر   عارفانه های زیبا   زیباترین شعرهای عاشقانه   غزل   شعرهای ادبی و عاشقانه   اشعار سهراب سپهری   متن ترانه های داریوش   عارفانه ترین جملات   زندگی   فرامرز فرحمهر   اشعار جدید   علی نیاکوئی لنگرودی   شعر خوب   شعرهای سپید   تنهایی   متن ترانه های قدیمی   هاوانا بیروت آبادان   عشق   متن های عاشقانه   مراقبه و مدیتیشن   عاشقانه ترین شعرها   شعرهای معاصر   قاچاق عطر تو   متن ترانه های زیبا   دلنوشته های زیبا   شعر عاشقانه زیبا   شعر زیبا   اشعار فروغ فرخزاد   شعر فوق العاده زیبا   متن های عارفانه