محفل ادبی گلستان|عاشقانه ترین شعرها

تبلیغات تبلیغات

نوشته های تازه

یكی از معضلات جامعه دانشگاهی كشور

یكی از معضلات جامعه دانشگاهی كشور ما چیزی نیست بجز وجود همین سال پایینی ها ! علاوه بر اینكه با اون تریپ دبیرستانی شون توی یك محیط فرهنگی می چرخن و كلاس

یكی از معضلات جامعه دانشگاهی كشور ما سال پایینی ها هستند!

دانشگاه رو در سطح كشور پایین میارن، با یك قیافه هاج و واج هم به همه چیز ولو سرویس های بهداشتی نگاه میكنن! این دیگه باعث میشه رتبه دانشگاه مبدا نسبت یه دانشگاه های جهانی هم افت پیدا كنه . اغلب هم نه كه كلاس مختلط به عمرشون ندیدن توی همون ترم های اول میفتن ! منظورم از...

ادامه ...

بهترین راهکار فراموشی دوست پسر

تازه از دوست پسرش جدا شده بود!البته چون من از این ترکیب بدم می آید قرار شد به جای "دوست پسرم" بگوید "این بشرم" ! خلاصه این که حال و حوصله ی هیچ کس را نداشت

بهترین راهکار فراموشی دوست پسر با سالاد ماکارونی!

مگر وقتی که می خواست از این بشرش!و خاطره هایش بگوید.آن وقت بود که جان می گرفت.مثل قرص جوشانی که بیندازی توی یک لیوان آب...او قرص جوشان ِ ماجرا بود و من هم آب و لابد این بشرش هم لیوان! نمی دانم!بین آب و لیوان بودن ِ خودم مردد بودم... خلاصه می خواهم بگویم با یک جور هیجان ِ

ادامه ...

ترانه ای عاشقانه از مهسا پهلوان

تو بارووون ِتندی ، که بند اومده دو تا چتر بردار ، با من برقص ... شب ِ کنت و وودکا ، شب ِ مُردنه زمان و نگه دار ، با من برقص، کسی بو نبرده از عطرِ تنم کسی گونه هام و نچیده هنوز

ترانه ای عاشقانه از مهسا پهلوان

دو تا بال می شم واســـــــه پر زدن... کسی بال هام و ندیده هنوز، زدم زیرِ بارون، بی شال و کفش،زدم زیرِ بارون و ... بارون... نیست،کمک کن بتونم به سمتت بیام توی مستی راه رفتن آسون نیست، توو سرگیجه های من ِ مست باش بچرخ و بچرخون.. خوابم کنی به سنگینی...

ادامه ...
غزلیات شمس تبریزی
آه از این زشتان که مه رو می‌نمایند از نقاب
از درون سو کاه تاب و از برون سو ماهتاب
چنگ دجال از درون و رنگ ابدال از برون
دام دزدان در ضمیر و رمز شاهان در خطاب

عاشق چادر مباش و خر مران در آب و گل
تا نمانی ز آب و گل مانند خر اندر خلاب
چون به سگ نان افکنی سگ بو کند آنگه خورد
سگ نه‌ای شیری چه باشد بهر نان چندین شتاب

در هر آن مردار بینی رنگکی گویی که جان
جان کجا رنگ از کجا جان را بجو جان را بیاب
تو سؤال و حاجتی دلبر جواب هر سؤال
چون جواب آید فنا گردد سؤال اندر جواب

از خطابش هست گشتی چون شراب از سعی آب
وز شرابش نیست گشتی همچو آب اندر شراب
او ز نازش سر کشیده همچو آتش در فروغ
تو ز خجلت سر فکنده چون خطا پیش صواب

گر خزان غارتی مر باغ را بی‌برگ کرد
عدل سلطان بهار آمد برای فتح باب
برگ‌ها چون نامه‌ها بر وی نبشته خط سبز
شرح آن خط‌ها بجو از عنده‌ام الکتاب


بازگشت به لیست اشعار مولانا


دسته : اشعار مولانا
برچسب ها : غزلیات دیوان شمس,
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: جمعه 6 دی 1392
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
3 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
4 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
5 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .
6 - نظرات پس از تأیید مدیر کل منتشر می‌شود.
7 - مسئولیت آثار منتشر شده با مولفان می باشد اگر با پستی مخالف بودید با ما بحث نکنید.

نظرا یادت نره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
امیر گفته :
موندم همه دلشان به حال بچّه های خیابانی، گل فروش ها، فال فروش ها و ... می سوزد امّا هیچ کس کاری برای آن ها نمی کند. دلسوزی خشک و خالی، اشک های این بچّه ها را پاک نخواهد کرد. وبلاگ پرمایه ای دارید.
پاسخ نگار : حقیقتُ گفتی امیر جان حرف زدن آسونه و تنها کاریه که ماها راحت انجام می دیم مرسی
مربوط به مطلب:شعر کودک گل فروش
میثم استوار گفته :
سلام . اول چند تا غلط های املایی رو بگم بعدش ..... کارتن . کزت . ممنون اگه تصحیح کنی . فکر کردن خوبه و گفتن زیبا تر ولی حرفی رو که بزنی و عمل نکنی . شعار میشه و این حرف زدن ها جالب نیست . از خودت شروع کن ببین تو چیکار کردی ؟ خودم رو میگم ی گوشه نشستم و کاری ندارم به هیچی ولی تو که حرف میزنی . مسیول هستی که انجام بدی ..... . بچه ها همه در یک تاریخ و زمان هستند و هیچ تفاوتی ندارند این ما هستیم که همه را تقسیم می کنیم .
پاسخ آناهیتا مقیمیان : سلام از غلط املایی هات ممنون بله هر کسی حرفی می زنه باید بهش عمل کنه . از اینکه گفتی بچه ها در یک تاریخ و زمان هستند منظورتُ نفهمیدم.خودتونو می گین یا کودکان مثلا دهه 70 یا 80 اگر فکرمی کنی کودکان مثل هم هستند که سخت در اشتباهی. شرایط جامعه روی تربیت کودکان اثر زیادی دارد . که یکیش همین کتاب و کارتن ها و فقر و مشکلات اجتماعی و غیره. حتی روی مذهبی بودن یا نبودنشان و روی تفکرواعتقاداتشان و حتی می تواند روی هوش استعداد هم تاثیر گذار باشد. مثلا در دورانهایی از تاریخ را که بررسی کنی بر اساس تغیرات جغرافیایی قد هوش استعداد ها گرایش اقشار اندیشمند به سبک و سیاقی خاص و هر چه که فکر کنی تاثیر گذار بوده است. در مورد این نوشته هم منظور به اشخاص خاصی نبوده و نخواستم بدی یا خوبی قشری را شخصی رابگم.فقط قیاس دو دهه زمانی از لحاظ کارتن ها بوده است.
مربوط به مطلب:مفاهیم کارتن های قدیمی
امیر نقی نژاد گفته :
کلاغه به خونه ش برسه یا بین راه سقط بشه و رسیدنی تو کارش نباشه، مهم نیست. مهم قصّه ای ست که برامون نوشتن. قصّه ای با اوّل و آخر نامعلوم. قصّه ای گنگ و به هم ریخته. تو رو خدا کلاغ ملاغا رو بی خیال شین، مارو از این قصّه ی بی سروته زندگی خلاص کنین
پاسخ نگار : جالب نوشتی امیر جان.بسیار عالی. دقیقا همینه قصه بی سر و تهی که اگه همه کلاغا هم به خونشون برسن پایانی نداره
مربوط به مطلب:قصه من هم به سر رسید
تبلیغات
تبلیغات