تبلیغات
محفل ادبی گلستان|ادبیات و روانشناسی - روش های مراقبه و مدیتیشن در چهار نمونه روزی 20 دقیقه

محفل ادبی گلستان|ادبیات و روانشناسی

ادبیات روانشناسی

نوشته های تازه

تنهایی دره یا قله ، فرامرز فرحمهر

من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را حس کنم، تنهایی مانند شبحی همراهم بود، گاهی با شیطنت های کودکانه به شانه ام می زد و پشت درخت های انار پنهان می شد! و گاهی کفش هایم را هم پنهان می کرد تا از خانه بیرون نروم و کنارش

تنهایی ، فرامرز فرحمهر

بمانم ، من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را درک کنم! به مرغ هایم غذا می دادم، با سگ هایم حرف می زدم و گربه هایم را به آغوش می کشیدم، با توپ پلاستیکی دولایه ام، به دیوار شوت می زدم و با چرخم، تمام سر پایینی های محل را، طی می کردم و می خوردم زمین، پوست پاهایم می رفت تنهایی بغلم

ادامه ...
گفتگو با آدمی درونی ، پونه مقیمی

اگر میتوانستم تو را از غمها دور نگه میداشتم و کاری میکردم که هیچگاه اشک از چشمانت سرازیر نشود مگر برای خنده های بدون وقفه، اگر میتوانستم تو را از سختی ها دور نگه میداشتم و دنیا را همیشه به کامت میگرداندم ، اگر میتوانستم کاری میکردم

اگر میتوانستم ، پونه مقیمی

که هیچگاه ناامید نشوی، اگر میتوانیتم خیلی کارها برایت میکردم، اما نمیتوانم. من نمیتوانم دنیا و قوانین دنیا را تغییر دهم، نمیتوانم کاری کنم که پیر نشوی، که طرد نشوی، که اشتباه نکنی که آسیب نبینی! من هیچگاه نمیتوانم، شبیه یک احمق با تو برخورد کنم و به تو بگویم همه چیز درست میشود من نمیتوانم

ادامه ...
جنگ یا پذیرش، خودتان انتخاب کنید

ما به دنیا نیامده ایم که با آدم ها در رابطه هایمان بجنگیم، ما به دنیا آمده ایم که آدم ها را با تمام نقض هایشان بپذیریم! دنیا محل جنگ نیست، محل پذیرش است! پذیرش تفاوت ها و نقص ها! و گاهی این پذیرش انقدر سخت میشود که بسیاری از آدم

جنگ یا پذیرش

ها ترجیح میدهند بجنگند، تا مجبور به تحمل پذیرش نشوند. به هر حال در بسیاری از ما خشمگین بودن راحت ترین راه حل است، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم و در حمله کردن خیلی لازم نیست منطقی به نظر برسیم ، تکرار میکنم، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم

ادامه ...

مراقبه

معرفی چند روش انجام مدیتیشن
مدیتیشن را روزی یک بار انجام دهید و مدت زمان تمرینات را تا ۲۰ دقیقه و نه بیشتر در نظر بگیرید .
در زیر چند نمونه مدیتیشن قرار داده شده و شما بنا برسلیقه میتوانید در هر روز  یکی را انتخاب و انجام دهید .

نمونه اول
در وضعیت نشسته بر روی صندلی و یا  مکانی راحت چشمان خود را بسته و توجه خود را به روی نقطه‌ای که در فرق سر قرار دارد متمرکز کنید.
با ملایمت شروع به تکرار مانترای ام  O M نمائید ؛ طریقه تلفظ صحیح به صورت زیر است :
 O O O O O O O  M  M  M  M  M  M  M
فشار اصلی بر روی حرف میم می باشد ؛ نفس عمیق بکشید و در طی یک بازدم عمیق این مانترا را ادا کنید.
تداوم تکرار مانترا را حفظ کرده ، توجه‌ تان را بر فرق سر متمرکز کنید و در مقابل چشمتان جز سیاهی چیز دیگری نبینید.
سعی کنید کلیه تصاویر ذهنی و افکار دیگر را متوقف کنید و هنگامی که یک فکر یا تصویر وارد مغزتان میشود حواستان را بیشتر بر روی مانترا متمرکز کنید.
مدتی طول می کشد تا کنترل مناسب را بر روی ذهن خود بدست آورید ولی همین تمرینات ساده شما را در افزایش قدرت تمرکز یاری خواهند کرد و به نوبه خود یادگیری تمرینات پیشرفته تر را آسانتر میکنند.
مدت تقریبی انجام این تمرین حدود 20 دقیقه می باشد.

نمونه دوم
با چشمان باز میتوانید از یك شمع روشن در مقابل خود استفاده نمائید و با تمركز بر روی شعله آن، سعی كنید فقط به شعله نگاه كنید.
به نور شمع و هاله دور آن توجه كنید و سعی كنید كمتر پلك بزنید و اگر افكار آمدند ، آرام آنها را از ذهنتان خارج كنید و مجددا تمركز خود را به نور شمع دهید.
اگر متوجه شدید فكری ذهنتان را مشغول كرده وشما توجه تان از شمع خارج شده به آرامی فكر را رها كنید و دوباره توجه خود را به نور شمع برگردانید .

نمونه سوم
با بینی ، یك دم عمیق شكمی انجام دهید و  چند لحظه نفس را نگه دارید و سپس با دهان و با كمك شكم تمام نفس را به بیرون برگردانید.
سعی كنید زمان دم و نگه داشتن هوا و بازدم باهم مساوی باشد .
به طور مثال اگر دم شما 4 ثانیه طول میكشد هوا را 4 ثانیه در درون ریه خود نگه دارید و بعد با یك بازدم 4 ثانیه این هوا را به بیرون برگردانید و چند با این عمل را انجام دهید تا به یك احساس آرامش دست یابید.
شما در حال مدیتیشن میتوانید به موزیك گوش دهید و اگر فكری به ذهنتان خطور كرد به آرامی آنرا از خود دور كنید و دوباره توجه خود را به مدیتیشن و تنفس و شنیدن صدای موزیك بازگردانید .

نمونه چهارم
مدیتیشن با سنگ : به ندرت اتفاق که کسی در اولین مراقبه موفق شود ، پس اگر مراقبه را کار مشکلی میبینید کمی صبور باشید .
زمانی را انتخاب کنید که درگیر کاری نباشید ، تلفن را قطع کنید تا کسی مزاحمتان نشود ؛ لباس راحت بپوشید و دور خود تعدادی بالش بگذارید.
پتویی روی خود بیندازید، زیرا هنگام مراقبه سردتان می شود و آرام و صاف روی زمین یا صندلی بنشینید که بهترین حالت چهار زانو است.
سعی کنید با زمین اتصال برقرار کنید تا انرژی ها مستقیما وارد بدنتان شوند.
میتوانید کریستال را رو بروی خود روی میز یا زمین بگذارید یا آن را در دست بگیرید ؛ حال بر کریستال تمرکز کرده و به زیبایی، شکل، فرم و رنگش توجه کنید و اگر آن را در دست دارید وزن و گرمای انرژی آن را حس کنید.
چشم هایتان را ببندید و بر تنفس خود تمرکز کنید و چند نفس عمیق از شکم بکشید و هنگام دم تا چهار بشمرید، بعد دو ثانیه صبر کنید و هنگام بازدم هم تا چهار بشمرید.
این کار را آن قدر ادامه دهید که ذهنتان از چیزهای مزاحم رها شود ؛ هرچه در سر دارید از خود دور کنید.
هنگام دم، خود را چنان سبک احساس کنید که گویی انرژی های شفابخش کریستال شما را به پرواز در آورده اند و هنگام بازدم، تنش ها را بیرون بریزید.
بگذارید مراقبه عمیق و عمیق تر شود و احساس کنید انرژی شما گسترش یافته و با زیبایی و انرژی کریستالی پر شده است.
تصور کنید خودتان بخشی از کریستال شده اید و انرژیتان را به صورتی در آورید که انگار با کریستال یکی هستید.
میتوانید حتی درون کریستالتان بروید و قدرت اعجاب انگیز آن را افزایش دهید ؛ از کریستال سوال کنید ؛ اولین فکر یا احساس جوابتان خواهد بود.
تا هر وقت که دلتان میخواهد در این وضعیت باقی بمانید و وقتی آماده بازگشت میشوید از بدن و تماس خود با زمین آگاه باشید.
انگشتان دست و پای خود را به آرامی تکان دهید و به اطراف خود توجه کنید و به آرامی چشم هایتان را باز کنید ؛ اگر نمیتوانید تعادل خود را حفظ کنید، قطعه ای کوارتز دودی، تورمالین سیاه یا بوژیت در دست بگیرید.
تجربه خود را فورا بنویسید و هرگز چیزهای کوچکی را که در این حالت به ذهنتان می آیند دست کم نگیرید.


مراقبه و مدیتیشن

  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: سه شنبه 7 خرداد 1392
دسته: شناخت+و+مراقبه

برچسب ها: مراقبه و مدیتیشن,
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
3 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
4 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .
5 - نظرات پس از تأیید مدیر کل منتشر می‌شود.
6 - مسئولیت آثار منتشر شده با مولفان می باشد اگر با پستی مخالف بودید با ما بحث نکنید.
امیر گفته :
موندم همه دلشان به حال بچّه های خیابانی، گل فروش ها، فال فروش ها و ... می سوزد امّا هیچ کس کاری برای آن ها نمی کند. دلسوزی خشک و خالی، اشک های این بچّه ها را پاک نخواهد کرد. وبلاگ پرمایه ای دارید.
پاسخ نگار : حقیقتُ گفتی امیر جان حرف زدن آسونه و تنها کاریه که ماها راحت انجام می دیم مرسی
مربوط به مطلب:شعر کودک گل فروش
میثم استوار گفته :
سلام . اول چند تا غلط های املایی رو بگم بعدش ..... کارتن . کزت . ممنون اگه تصحیح کنی . فکر کردن خوبه و گفتن زیبا تر ولی حرفی رو که بزنی و عمل نکنی . شعار میشه و این حرف زدن ها جالب نیست . از خودت شروع کن ببین تو چیکار کردی ؟ خودم رو میگم ی گوشه نشستم و کاری ندارم به هیچی ولی تو که حرف میزنی . مسیول هستی که انجام بدی ..... . بچه ها همه در یک تاریخ و زمان هستند و هیچ تفاوتی ندارند این ما هستیم که همه را تقسیم می کنیم .
پاسخ آناهیتا مقیمیان : سلام از غلط املایی هات ممنون بله هر کسی حرفی می زنه باید بهش عمل کنه . از اینکه گفتی بچه ها در یک تاریخ و زمان هستند منظورتُ نفهمیدم.خودتونو می گین یا کودکان مثلا دهه 70 یا 80 اگر فکرمی کنی کودکان مثل هم هستند که سخت در اشتباهی. شرایط جامعه روی تربیت کودکان اثر زیادی دارد . که یکیش همین کتاب و کارتن ها و فقر و مشکلات اجتماعی و غیره. حتی روی مذهبی بودن یا نبودنشان و روی تفکرواعتقاداتشان و حتی می تواند روی هوش استعداد هم تاثیر گذار باشد. مثلا در دورانهایی از تاریخ را که بررسی کنی بر اساس تغیرات جغرافیایی قد هوش استعداد ها گرایش اقشار اندیشمند به سبک و سیاقی خاص و هر چه که فکر کنی تاثیر گذار بوده است. در مورد این نوشته هم منظور به اشخاص خاصی نبوده و نخواستم بدی یا خوبی قشری را شخصی رابگم.فقط قیاس دو دهه زمانی از لحاظ کارتن ها بوده است.
مربوط به مطلب:مفاهیم کارتن های قدیمی
امیر نقی نژاد گفته :
کلاغه به خونه ش برسه یا بین راه سقط بشه و رسیدنی تو کارش نباشه، مهم نیست. مهم قصّه ای ست که برامون نوشتن. قصّه ای با اوّل و آخر نامعلوم. قصّه ای گنگ و به هم ریخته. تو رو خدا کلاغ ملاغا رو بی خیال شین، مارو از این قصّه ی بی سروته زندگی خلاص کنین
پاسخ نگار : جالب نوشتی امیر جان.بسیار عالی. دقیقا همینه قصه بی سر و تهی که اگه همه کلاغا هم به خونشون برسن پایانی نداره
مربوط به مطلب:قصه من هم به سر رسید
مطالب پونه مقیمی
پونه مقیمی

ابر برچسب ها

متن خاص و ناب   عاشقانه های زیبا   متن های عاشقانه   متن های پر محتوا   هاوانا بیروت آبادان   متن ترانه های فارسی   روانشناسی رابطه ها   طالع بینی   زندگی   متن زیبا برای زندگی   عشق   احمد شاملو   عارفانه های زیبا   عارفانه ترین جملات   شعرهای سپید   متن ترانه های داریوش   اشعار سهراب سپهری   کتاب هوای تازه   اشعار جدید   شعر عاشقانه زیبا   تنهایی   اشعار فروغ فرخزاد   دلنوشته های زیبا   جملات زیبا   غزل معاصر   بهترین شعرهای عاشقانه   متن های فوق العاده زیبای ادبی   شعر   متن ترانه های خوانندگان   داستان های کوتاه   خودشناسی   شعرهای معاصر   عارفان بزرگ   علی نیاکوئی لنگرودی   اشعار شاهنامه   اشعار عاشقانه   فرامرز فرحمهر   شعر زیبا   غزلیات حافظ   روانشناسی   جملات فلسفی و عرفانی   googoosh   عاشقانه ترین شعرها   روانشناسی رنگ ها   پونه مقیمی   شعر فوق العاده زیبا   متن ترانه های قدیمی   متن های عارفانه   متن های خودکاوی   متن پر معنی جدید